امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

عشق فسقلی من

وقتی که ختنه شدی

گلکم تو در تاریخ 15/1/92 ساعت 11:30 صبح بردنت پیش دکتر خوش نیت و ختنه شدی. اولاش یه عالمه گریه می کردی بعد آروم شدی آخه دانیال و نیما و طاها ، پسردایی ها، بودن و کلی باهات بازی می کردن و تو هم سرگرم شده بودی و گریه نمی کردی ولی چند روز بعدش دوباره پات درد گرفته بود و یه عالمه گریه کرده بودی و دوباره بردنت پیش دکتر بعدش خوب شدی   ...
7 دی 1392

پسر دایی امیرعلی وامیرعلی

سلام من دانیال هستم پسر دایی امیرعلی.امیرعلی بااینکه سنی نداره خیلی قوی وشیطون هست ناگفته نماندخودم هم وقتی میگم که:امیرعلی چه قدرشیطون هست عمه هام به من میگن:تو که دیگه بدتر ازامیر علی بودی داستانایی برام میگن که باور کردنش سخته خلاصه به مامیگن دوقلو البته امیرعلی دیرتر دنیا امده.ترتیب مانوه های خاندان ما:دانیال_نیما_طه_سینا وامیرعلی هست خسته تون نمی کنم خلاصه امیرعلی دومین کسی که شیطون هست داخل خانواده ی ما
7 دی 1392

اولین مراسم شیر خوارگانت

عزیز دلم وقتی خیلی کوچولو بودی و ٤ ماهه بودی با مامان و مادر جون تو رو بردیم مراسم شیرخواران.توی مصلای نماز جمعه بود تازه روزشم جمعه بود اونجا یه عالمه نی نی مثل تو اومده بودن همشون کوچولو بودن. اونجا تو خیلی تعجب کرده بودی و چشماتو گرد کرده بودی همه جا رو نگاه می کردی اینم چند تا از عکسات           ...
6 دی 1392

امیر علی شیطووون

وقتی فسقلی ما 6 ماهه بود دست و پای خودش رو نگاه می کرد و با دست و پای خودش حرف می زد.   امیر علی ما از همون وقتم که نی نی بود خیلی شیطون بود البته الان که من دارم واسش این مطلب رو می نویسم 1 سال و 3 ماه داره و هنوز حسابی شیطونه  وقتی 6 ماهه بود وقتی بهش آب می دادیم همینجور که آب می خورد با آب بازی می کرد و سر و صدا راه مینداخت.
5 دی 1392

کوچولوی دوست داشتنی

امیر علی کوچولوی ما تا 4-3 ماه اول خیلی آروم بود، کم گریه می کرد، شبا آروم می خوابید. اما چشمتون روز بد نبینه از 4 ماهگی تا 7 ماهگی بعضی شبا تا دیر وقت نمی خوابید و گریه می کرد من فکر کنم دلش درد می گرفت.آخی نازی   یه عالمه گریه می کرد و خلاصه خیلی نا آروم بود .   تا قبل از 6 ماهگی کوچولوی ما کلمه بابا، مامان، ددر تکرار می کرد البته زیاد واضح نبود. تازه همش می گفت: نه نه نه نه نه ...
5 دی 1392

روزی که عشق فسقلی ما به دنیا اومد

ا میر علی کو چولوی ما در تاریخ 1391/6/16 ساعت 18:20 در بیمارستان پیمانیه به دنیا اومد. مامان سوادبه از 3 روز قبلش تو بیمارستان بستری شده بود تا اینکه در روز سوم امیر علی به دنیا اومد. توی اون سه روز مامان جون بنفشه و خاله سوسن و خاله ملیحه و بابا جون محمدحسین همش توی بیمارستان پیش مامانی بودن.تازه دایی جون ها و عمه ها نیز میومدن سر میزدن. آخه همه منتظر این کوچولوی وروجک بودن.وقتی امیر علی کوچولو به دنیا اومد برخلاف خیلی از نی نی های دیگه چشماش باز بود و اینور و اونور رو نگاه میکرد. اخه امیرعلی سه روز انتظار کشیده بود تا بیاد تو دنیای ما اون شب که امیرعلی جونم به دنیا اومده بود توی بیمارستان بودیم تا صبح نی نی ما بیدار بود و اصلا نخوابی...
5 دی 1392